تبلیغات
محکوم به زندگی
اونی که بهش میگفتم داداش

 داره خوب تا میکنه باهاش ...

اونی که عصای دست من بوده

آره هر شب لباش , روی لباش ...


ادامه ...


تاریخ : یکشنبه 19 مرداد 1393 | 05:31 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
**** هر جایی که پا میزارم,

آخر به بن بست میرسم

وقتی که خوب میدونم,

به خواسته هام نمیرسم

صدای حسرت قلبمو,

دارم به خوبی میشنوم

واسه ی هر ثانیش,

قید از جوونیم میزنم

میرم تا خودمو,

یه جایی گُم و گور کنم

دلواپسی بسه دیگه,

دیگه خواهش نمیکنم

چمدونمو میبندم,

اشکامو جا میزارم

صدام دیگه در نمیاد,

چشمامو رو هم میزارم

دوس دارم پر بکشم,

اینجا دیگه جای من نیست

قید از همه چی بزنم,

این دنیا دیگه مال من نیست ****


تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
**** میون این همه آدما,

تو کجایی ای بی وفا ....

نمیتونم پیدات کنم,

بگو کجا رفتی بی صدا ....

بیا بشکن این خلوتو,

بیا بده اون دستاتو ....

به من که خیلی میخوامت,

بیا باور میکنم حرفاتو ....

بیا که خیلی دلم تنگته,

میدونم این روزا سردته ....

بیا ببین که چه حالیم,

نگو میری این آخرین حرفته ....

بیا رحمی بکن به این دلم,

باشه من بهت حق میدم ....

دیوونه میشم اگه نباشی,

اگه بخوای بری منم میرم ....

بیا برگردُ,بده اون دستاتو,

که خیلی میخوامت,به فکرمی هرجا تو ....

نمیشه ازت گذشت,نگو واست زیادیم,

باز بی قرار تو ,هر شب تو این سیاهیم ****


تاریخ : پنجشنبه 14 شهریور 1392 | 04:37 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
**** وقتی یه پُک از سیگار میزنم,

با دودش خاطراتمو دار میزنم ....

یه آهنگ غمگین میزارم,

غُصه هامو داد میزنم ....

وقتی که پُشت بوم میرم,

هوس خودکشی میزنه به سرم ....

ولی از ترس پرواز,

دوس دارم فقط داد بزنم ....

وقتی شب که میاد,

ستاره هارو میشمارم ....

هر شب خوابم نمیبره,

تا صُبح بیداری رو دوس دارم ....

من تنگه دلم,چه خستم,

از این همه دلتنگی شکستم ....

من این روزا لبریز سکوتم,

از عاشقیه دوباره میترسم ****


تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
**** باز من خسته,

به فکر تو به کوه و خیابون میزنم ....

از اینکه فراموشت کنم ,

دیگه به عکسامون سری نمیزنم ....

دوباره گریون,

توو یه اتاق خالی ....

آره تنهام ولی,

انگار پیشمی یه جورایی ....

سکوت کردم,

بُغضی نشسته توو گلوم ....

همه کارات یادم میمونه,

باشه برو دیگه همه چی تموم ....

داری میری برو,

من دیگه نمی بینمت ....

خسته شدم از این کارات,

برو ولی من نمی بخشمت ****



تاریخ : شنبه 2 شهریور 1392 | 06:27 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
**** بیا بمون پیشم تا همیشه,

تا که باتو شروع کنم زندگی رو....

بیا تا واست بگم از ته دل,

که چقدر دوس دارم عاشقی رو....

بیا تا شبا واست لالایی بگم,

تا مثه بچه ها آروم بخوابی....

بیا تا بو کنم عطر تنت رو,

بیا تا بهت بگم که خیلی ماهی....

وقتی که هستی پیشم همه چی خوبه,

وقتی که توو قلبمی همه چی آروم....

وقتی که میخندی دنیام چه زیباست,

وقتی که تو پیشمی عاشقی اینجاست ****




تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
تعداد کل صفحات : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.