تبلیغات
محکوم به زندگی - کابوس تنهایی
**** زندگی چقدر سخته توو این روزگار تلخ, 

آدم دلش میگیره همش,با این همه آدمای بد....

وقتی همش فکر میکنی,هیچی توو ذهنت نمیاد,

وقتی میخوای بخندیو,گریه سراغ تو میاد....

دیگه هیچی توو سَرَم واسم تداعی نمیشه,

دیگه سکوت لحظه هام از گریه بیشتر نمیشه....

همش دارم خواب میبینم,یه خواب شومُ لعنتی,

دیگه میخوام وِلَم کنه توو این هوای بی کسی....

فکر کنم دیگه چشام هوای گریه نداره,

کابوس تنهایی همش سکوتُ یادم میاره....

از بس تنها شدم حرف زدن یادم نمیاد,

حتی یه دوست دارم سر زبونم نمیاد....

بازم توو این خلوت تلخ,ترانه میگم واسه خودم,

واسه این دل سادهُ واسه بی محلیای خودم....

دیگه میخوام بخندمُ رها بشم از این قفس,

فقط میخوام حرف بزنم,بگم که من در به درم ****


تاریخ : شنبه 2 دی 1391 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.