تبلیغات
محکوم به زندگی - قاتل احساس
**** وقتی که بی سبب با خودم موندم,

خاطرات تو,طوو گلوم بازی میکرد....

اشتباهام صف کشیدن یک به یک رو به روم,

انگار که یک به یک دارن انتقام میگیرن....

از دل انگار,به زنجیر بسته شدم,

انگار سرم خیلی شلوغ شده....

خاطرات هر زنجیری رو میسازه,

ولی من اسیر احساساتم شدم....

اشتباهها دروغ و احساسها هم داره شروع میشه,

تو هم یکی از اشتباهات منی....

نمیخوام من تورو,نه عشقتو نه خودتو,

نمیخوام من این زندگی و رنگ صورتیشو....

تو تقاص بزرگترین گناه های منی,

تو قاتل بهترین احساسای منی ****




تاریخ : جمعه 22 دی 1391 | 01:21 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.