تبلیغات
محکوم به زندگی - حس خاکستری
**** یه آینه,یه روشنی,خسته میشی از تنهایی,

یه خاطره,یه پنجره,خسته میشی از در به دری....

یه خدا,یه عاشق,مثه بارون هی میباره,

یه شب,یه ماه,مثه تاریکی بی جوابه....

یه سردی با یه گرمی,میشی آروم فکر نکردی,

یه کاغذ,یه خودکار,بازم حرفای پر تکرار....

یه جاده,یه عابر,اونم تنهاست یه سواله,

یه دیوار,یه بیمار,اونم خستس به فکر فراره....

بازم آروم زیر گریه,بازم تنها بازم میگه,

میگه میره ولی تنها,میگه ای کاش نشه فردا....

بازم حسرت,حسرت دوری,

بازم بُغضُ,حرفای زوری....

یه احساس,حس دوستی,

یه خوابو,حس سُستی....

یه مرگ,ولی معلوم نیست,

یه پایان,این اصلا خوب نیست ****


تاریخ : سه شنبه 17 بهمن 1391 | 06:10 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.