تبلیغات
محکوم به زندگی - نمی بخشمت
**** باز من خسته,

به فکر تو به کوه و خیابون میزنم ....

از اینکه فراموشت کنم ,

دیگه به عکسامون سری نمیزنم ....

دوباره گریون,

توو یه اتاق خالی ....

آره تنهام ولی,

انگار پیشمی یه جورایی ....

سکوت کردم,

بُغضی نشسته توو گلوم ....

همه کارات یادم میمونه,

باشه برو دیگه همه چی تموم ....

داری میری برو,

من دیگه نمی بینمت ....

خسته شدم از این کارات,

برو ولی من نمی بخشمت ****



تاریخ : شنبه 2 شهریور 1392 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : محمد نژادمحمدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.